|
100 سال با مشروطه
|
||
|
شرحی نو بر انقلاب مشروطه |
اول از همه به تمام ایرانیان این اولین انقلاب جهان اسلام را تبریک می گویم. ما باید به خود ببالیم که نخستین قانون اساسی در تمام جهان اسلام متعلق به ماست
در باره مشروطه زیاد گفته شده و من قصد ندارم تکرار مکررات بکنم ولی صرف یادآوری به دوستان باید بگم که ستارخان و باقرخان این سرداران وسالاران ملی تقریبا یکی دو سال بعد از پیروزی انقلاب تهران را فتح کردند.چون گاهی اوقات این نکته اشتباه می شود و فتح تهران را به حساب امضای مشروطه می گذارند.
فقط یک مرور سریع روی روند انقلاب می کنم: پس از جنگ ژاپن و روسیه واردات قند از روسیه به شدت کاهش یافت.و قند بسیار گران و نایاب شد. علاالدوله حاکم تهران برای اینکه از مخالفین (ماجرای تنباکو) زهر چشم بگیرد چند بازاری از جمله سید هاشم قندی را که از معتمدین بازار بود دستگیر و فلک کرد. این طرز برخورد نه تنها اثر نداشت بلکه خشم عمومی را برانگیخت.همین امر باعث شد که جمعی از روحانیون معروف تهران در صدر آنها طباطبایی به مهاجرت صغری دست بزنند و در حرم حضرت عبدالعظیم متحصن بشوند. شاه خواست مهاجرین را پذیرفت و حتی در کاخ از آنان پذیرایی کرد آن روز طهران دیدنی بوده فریادهای زنده باد ملت ایران ، زنده باد پادشاه اسلام در تمام شهر طنین افکنده بود
اما استبداد که ثابت کرده بود که به این سادگی حاضر به گوش دادن به درخواستهای حقه مردم گوش نمی دهد وقعی به درخواستهای مردم نکرد.همین امر زمینه مهاجرت کبری را فراهم کرد.پس از نامه طباطبایی به شاه که عین الدوله به شاه نرساند تندی با دولت شدت گرفت.در اوایل تابستان ۱۲۸۵ و ایام فاطمیه وعاظ به انتقاد از حاکمیت پرداخته اند از این رو یک واعظ مخالف دستگیر شد .در این درگیری که بین مردم و نیروهای انتظامی رخ داد یک روحانی جوان به نام سید عبدالحمید کشته شد. مهم این قضیه این بود که شیخ فضل الله هم بالاخره به صف مشروطه طلبان پیوست . صبح روز بعد جمعیت بزرگی برای تشیع این روحانی آمدند ولی سربازان جلوی سبزه میدان مردم را به گلوله بستند میزان کشته ها بالغ بر صدها تن بود. خلاصه بعد از این واقعه جریان تحصن در سفارت انگلیس و عثمانی پیش آمد و سرانجام شاه موافق خود را اعلام کرد. و مجلس شورای ملی تشکیل شد.متن فرمان مشروطه را روز ۱۴ مرداد در سایت خواهم گذاشت.
فقط نکته جدیدی که می توانم در باره ماجرای مسیو نوز بنویسم این است که عکسی که نوز را در لباس روحانی نشان می داد از مدتها قبل دست امین السلطان بوده ولی برای بدنام کردن رقیب خود یعنی عین الدوله در زمان صدراعظمی عین الدوله عکس را به دست مخالفین رساند
درباریان قادر به درک این نبودند که خروش ملت از کجاست و از این رو این انقلاب عظیم رو به قدرتهای اجنبی نسبت می دادند از این رو عقیده داشتند که چرا این روسیه گردن کلفت بی عار مثل نمد گلی دست رو دست گذاشته تا اون ضعیفه ملکه انگلیس به اسم مشروطه این مملکت رو بلومبونه!!! این قدر سواد سیاسی و آگاهی نداشتند که بدانند روس و انگلیس در این دوره چند سالی بود که متحد شدند و نتیجه این اتحاد را در قرارداد ۱۹۰۷ می بینیم. من از همین جا این انقلاب مردمی را از لوث وجود روس و انگلیس پاک اعلام می کنم.شاهان ما هیچگاه نفهمیدند که سلطنت به سرزمین پهناوری مثل ایران با اهمیت تر است از حکومت بر قلوب درباریان.البته خیلی ها معتقد بودند که باید یک خدا داشته باشند یک شاه. مجلس و هیئت دولت را مثل یک دین چند خدایی می دانستند
بازهم این صدسالگی این انقلاب بزرگ را به تمام ملت ایران تبریک عرض می کنم و بیایم برای شادی روح شهدای مشروطه صلواتی بفرستیم.
*********************************************
نظرات شما باعث دلگرمی و همچنین حرارت بخشیدن به بحث خواهد بود. لطفا نظر بدید.
*********************************************
در پست قبلی در باره وضیعت ایران در قرن نوزدهم پرداختیم و قاجارها در چنین وضعیتی قدرت را به دست گرفتند.در تمام کتب تاریخی ما امده که قاجارها پادشاهانی ضعیف، خرافاتی، ترسو، مال پرست بی فکر،نالایق،هوس ران ... هستند.حال این تصور چقدر درست است که در تمام کتب تاریخ ما از دبستان تا دانشگاه تدریس می شود کاری نداریم واساسا نیازمند تحقیق جامعی خواهد بود. اما اعتقاد به این امر یک پرسش جدی را مطرح می کند که الزاما نیازمند پاسخ است:چگونه آنان موفق شدند نزدیک یک قرن و نیم بر ایران حکومت کنند؟
یک حاکم نالایق و ضعیف ممکن است چند سال یا حداکثر یک دهه بر اریکه قدرت بماند اما سرانجام مخالفان و مدعیان قدرت از ضعف و بی خبری او استفاده کرده و وی را سرنگون می کنند. قاجارها هم که دشمن کم نداشتند.ایلات و عشایر بختیاری،سمیتقو،خزعل و .... .
اما واقعیت این است که این مخالفتها در یکی دو دهه آخر عمر قاجارها صورت گرفت.آنچه اهمیت این سوال را بیشتر می کند این است که قاجارها نه ارتش و نیروهای مسلح قوی داشتند و نه دستگاه اطلاعاتی یا حتی یک نظام اداری قدرتمند برای اداره کشور داشتند.در پست قبل اشاره شد که عدم راههای مناسب عملا قدرت حکومت را در اطراف تهران محدود می کرد پس چگونه؟
به سخن دیگر فقدان مخالفت با قاجارها به این دلیل نبود که مردم وحشتی از سرکوب حکومت داشته باشند بلکه به نظر می رسد که فکر مخالفت و اعتراض به آنان در سطح جامعه اساسا مطرح نبوده.
حالا جواب اینکه چرا این مخالفت مطرح نبوده ، نیازمند یک بررسی روی چگونگی روی کار آمدن قاجارها و بررسی تک تک شاهان قاجار علی الخصوص فتحعلیشاه و ناصر الدین شاه است که در روزهای آینده خواهیم پرداخت.
|
|